محمود دولتآبادي:مولانا و رودكي از شاعران پارسي گوي هستند

محمود دولتآبادي در واكنش به اقدام اخير بيبيسي مبني بر تاجيك خواندن رودكي بزرگترين شاعر پارسيگوي قرن چهار هجري قمري، منطقهاي كردن شخصيتهاي بزرگ پارسيگو را ناشي از تنگنظري دانست و گفت:شخصيتهايي چون مولانا، رودكي و ابن سينا، همگي از شعرا، نويسندگان و دانشمندان پارسيگو هستند.
محمود دولتآبادي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، با بيان مطلب فوق يادآور شد: به طور كلي من با منطقهاي كردن شخصيتها موافق نيستم؛ چرا كه بيترديد منطقهاي كردن شعرا و نويسندگان بزرگ پارسيگو، تنها ناشي از تنگنظري است.
وي با اشاره به اين كه "شخصيتهايي چون مولانا، رودكي و ابن سينا، همگي از شعرا، نويسندگان و دانشمندان پارسيگو هستند"، خاطرنشان كرد: در بررسي چنين مواردي، اصل را بايد بر زبان بگذاريم؛ زيرا تنها از اين زاويه است كه ميتوانيم بين شعرا، نويسندگان و دانشمندان بزرگ تاريخ ايران؛ نقاط مشترك جستوجو كنيم.
نويسنده «روزگار سپري شده مردم سالخورده» ادامه داد: ملتهاي تاجيك، ايراني، افغان و ديگر ملتهاي پارسيزبان حاشيه، همگي زير نفوذ زبان پارسي بودهاند. رودكي و بزرگاني چون او نيز همگي در زبان پارسي است كه تشخص پيدا ميكنند.
وي در پايان تاكيد كرد: با اين وصف، به نظر من، اين كه هر يك از اين بزرگان در كدام حوزه جغرافيايي متولد شدهاند، اهميتي ندارد.
مرتضی کاخی رودکی ،شاعری خراسانی و ایرانی است

مرتضي كاخي، پژوهشگر ادبي، در واکنش به خبری منتشر شده در بیبیسی مبنی بر تاجیک بودن آدمالشعرا رودکی، با بيان اين كه تاجيكهاي واقعي خود را ايراني ميدانند، بر اين نكته تاكيد كرد كه مرتبط كردن تقسيمات جغرافياي سياسي به تقسیمات فرهنگي، نه رواست، نه علمي و نه اخلاقي.
مرتضی كاخي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) با اشاره به اين كه "تاجيكها خود را ايراني ميدانند"، افزود: آنها "آرين"هاي شمالي ايران بودند و منطقه جغرافياييشان، چون ازبکستان و ترکمنستان و افغانستان و آذربایجان؛ جزو قلمرو زبان فارسي است.
وي با بيان مثالي تاريخي ادامه داد: ژان ژاك روسو را، امروز همه يك فيلسوف فرانسوي و از بنيانگذاران انقلاب كبير فرانسه ميدانند؛ در حالي كه او متولد ژنو در کشور سويس بود؛ اما در زمان حياتش، كشوري به نام سويس وجود نداشت و شهر ژنو، جزو خاك فرانسه محسوب ميشد. به همين منوال، رودكي هم شاعري ايراني است.
نویسنده «صدای حیرت بیدار» با تاكيد بر اين كه "بايد ببينيم رودكي، خود در اینباره چه ميگفت"، خاطرنشان كرد: رودكي، خود در قصيده معروفي ميگويد:
مرا بسود و فرو ريخت هرچه دندان بود/ نبود دندان، لا، بل چراغ تابان بود/ شد آن زمانه كه شعرش همه جهان بگرفت/ شد آن زمانه كه او شاعر خراسان بود/ كه را بزرگي و نعمت ز اين و آن بودي/ مرا بزرگي و نعمت ز آل سامان بود/ بداد مير خراسانش چل هزار درم/ و از او فزوني يك پنج، مير ماكان بود.
كاخي اضافه كرد: ميبينيم كه او خودش، خود را شاعر خراسان ميداند و به این خراسانی بودن افتخار میکند. بخش بزرگي از خراسان، امروز، از خاك ايران است. در آن زمان، اين مناطق در پرتو نورافكن فرهنگي ايران رشد كردند. فرهنگ را يك ملت به يك شاعر ميدهد، نه كوه و درخت و رودخانه؛ و فرهنگ را، ملت ايران به رودكي داد.
وي تصريح كرد: اين تكهتكههاي جغرافياي سياسي، كه حاصل شيرينكاريهاي نظامي شاهان قاجاراند، به هيچ وجه، يك تكه و يكپارچه بودن فرهنگ ايراني را نميتوانند منكر شوند. تاجيكهاي واقعي، مثل شاعر تاجيك، "گلرخسار"، خود را ايراني ميدانند. من امضاي اين شاعر را بر مجموعه شعرش كه به من هديه كرده، در دست دارم كه در آنجا، خود را شاعر ايراني معرفي كرده.
كاخي با بيان اين كه «مرزهاي سياسي را ميتوان با مداد پاك كن، پاك كرد»، افزود: ولي مرزهاي فرهنگي را، ديديم كه داس و چكش روسي هم نتوانست طي 70 سال پاك كند. چرا هيچ كس توجهي به آن چه خود رودكي درباره خود گفته ندارد؟
وي در پايان يادآور شد: وقتي تاجيكستان اعلام استقلال كرد، گروهي از تاجيكها به جاي مجسمه لنين، مجسمه بزرگي از فردوسي را نصب كردند كه تا امروز نيز هست؛ در حالي كه فردوسي، توسي بود و توس هم در ايران است. آنان خردمند بودند و يكپارچگي فرهنگي را، فارغ از مرزهاي سياسي درك ميكردند. اين كار يعني "ما تاجیکها، ايراني هستيم". مباحثي كه در مورد تاجيك بودن رودكي اين روزها مطرح ميشود، ارتباطي با تاجيكهاي خردمند نداردو بيشتر فعاليتي سياسي است.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 16:7 توسط آرمان اسلامبولچی
|